تك باكس تك باكس مولوی

مولوی


+ غم وشادی در اندیشه ی مولانا

غم وشادی در اندیشه ی مولانا

 

محمد حسین بهرامیان

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان

الهام جم زاد

 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرقان

 

مقدمه

انسان با اولین گریه های کودکانه پا به دنیایی که می گذارد که آمیزه ای از غم و شادی است. گویی تقدیر آدمی چنین رقم است که در انبوه غم ها و شادی ها، زندگی را تلخ یا شیرین تجربه کند. شاعران و عارفان ایران زمین فراتر از غم و شادی به دوست می اندیشند و با این حال به عنوان یک انسان در گیر و دار این و آن روز گار می گذرانند. در این مقاله ابتدا به بررسی اجمالی موضوع غم و شادی در اندیشه و تفکرات شاعران قبل از مولانا پرداخته ایم و در ادامه به شکلی ویژه به مولانا پرداخته ایم و سروده های ارزشمند شاعرعارف را از این منظر مورد نقد و بررسی  قرار داده ایم. تعالیم متفاوت شمس از یکسو و منش عارفانه مولانا و شور و شوق روحانی وی از سوی دیگر، او را در ردیف شادمانه ترین عارفان ایران زمین قرار داده است. زیر و بم مترنم غزلیات شمس و شور و حال ریخته در این اثر جاوید ، حاصل سماع روح شاعر در بیکرانه هاست و شاید همین دقیقه عمیق است که او را از خیل شاعران اندوه سرای سده های سوم تا دهم متفاوت کرده است. در این نوشته ما چند و چون ذهن و زبان مولوی کاویده ایم تا راز و رمز این شادی و انبساط خاطر را پیش چشم خواننده آوریم. در این میان از جبر و اختیار می گوییم و تفاوت آشکار مولانا را با دیگر شاعران همردیف او بیان خواهیم کرد. مولوی را در اختیار یا جبری عارفانه غوطه ور خواهیم دید و باز این از دو منظر وجد و حال عارفانه او را به تماشا خواهیم نشست. ردیابی اندیشه های شمس و بروز شادمانگی های این پیر عارف در آثار مولانا، ما را به دریافت منشاء و مبداء سرمستی های مولانا رهنمون خواهد شد. مقایسه مولانا و خواجه اهل راز حافظ از این زاویه قابل نامل است و بررسی این تنوع و تفاوت گوشه هایی دیگر از شخصیت این دو شاعر بزرگ عارف را بر ما خواهد نمود. این مقاله بهانه ای است تا از زبان آهنگین مولانا اشعار و غزلیاتی را نمونه آوریم و خواننده را در این ترنم جاوید با خود هم نوا سازیم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 

پیش در آمد

 انعکاس صریح اندیشه های زروانی ، مسیحی ، مانوی ، هندی و...در آثار شاعران و نویسندگان قرون بعد از اسلام به خلق اندیشه های جبرگرا انجامیده است . اشعار اولین شاعران پارسی گو ، از جمله محمد بن وصیف ، فیروز مشرقی ، ابوسیلک گرگانی و شاعران دوره های بعد از این گونه تفکرات بی تأثیر نبوده است .

  کریستین سن می نویسد :  در تحت تأثیر تفکرات جدید ( یعنی افکار مسیحی ، مانوی ، هندی ) آن خوش بینی که بنیان دین زردشتی و محرک مردمان به کار و کوشش بود پژمرده و گسیخته شد . میل زهد و ترک دنیا که در فرقه های مخالف آیین زردشت ، رواجی تمام داشت رفته رفته وارد آیین زردشتیان گردید و بنیان این دیانت را برانداخت .. در این وقت زروانیت که در عهد ساسانی شیوعی یافته بود موجب شد که مردمان اعتقاد به جبر پیدا کرده و این اعتقاد به منزله زهری جانگزای بود که روح مزدیسنی قدیم را از پای درآورد . 

 توجهات خاص فردوسی بزرگ به فرهنگ ایرانی ، شعر او را در دو راهة تفکرات زروانی و مزدایی قرار داده است . خرد وزری پیرطوس ، او را از ابراز نظرات عاطفی افراطی و احساسی باز داشته و او به فراخور موضوع ، در اوایل یا ما بین داستان خود به بیان موضوعاتی می پردازد که رنگ و بویی کاملا عبرت آمیز و اندیشه ور دارد . بی اعتباری دنیا ، کوتاهی عمر ، جدال با سرنوشت و زمان ، از مهمترین موضوعات مطرح شده در اشعار اوست .

بیا  تا  به  شادی  دهیم  و خوریم

چو   گاه    گذشتن    بود   بگذریم

چه  بندی  دل  اندر  سرای  سپنج

چه نازی به گنج و چه نالی زرنج

 

 تأثیرات زبان و اندیشه حکیم خراسان بر شاعران دوره های بعد خصوصا خیام نیشابوری کاملا مسلم و آشکار است :

 خیام نیشابوری به دلایلی معروفترین شاعر این حوزه به شمار می رود . عدم عدول خیام از چنین اندیشه هایی و تأکید تمام او بر چنین تفکرات عبرت آمیز ،‌در عین حال یأس آلوده و سیاه ، او را به عنوان شاعری صاحب سبک معرفی کرده است . چون و چرا در کار خلقت ، انکار برخی از مبانی دینی و اعتقادی ، جبرگرایی ، ناتوانی انسان در برابر مرگ از مؤلفه های معنایی شعر خیام به شمار می رود . خیام انسان را از درک راز و رموز هستی عاجز دانسته و او را به شادخواری و لذت جویی دعوت می‌کند :

تا کی غم این خورم که دارم یا نه

وین  عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده  که  معلومم   نیست

کاین  دم  که  فرو برم  برآرم یا نه

 گروهی در تعداد رباعیات خیام و حتی در اینکه شخصی به نام خیام اصولا وجود داشته است یا نه تردید روا داشته اند . به عقیده ما حتی اگر چنانکه برخی اذعان کرده اند خیام وجود خارجی نداشته باشد اما چیزی تحت عنوان تفکرات خیامی وجودی کاملا آشکار و مسلم دارد . تفکراتی که در قرون بعد ، شعرشاعرانی چون حافظ ، سعدی ، جامی ، صائب و دیگران را تحت تأثیر قرار داده است .

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمد سعید ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ کسـی کز غمزه ای صـد عـقل بـندد

کسـی کز غمزه ای صـد عـقل بـندد گر او بر ما نخندد پس که خندد
اگر تـسخـر کند بـر چـرخ و خـورشید بـود انصاف و انصاف آن پـسـندد
دلـا مـی جـوش هـمـچـون مـوج دریا کــه گـر دریـا بــیـارامـد بــگـنـدد
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی ز تـو چـنگ اجـل جـز غـم نرنـدد
شــکـرشـیـریـنـی گـفـتــن رهـا کـن ولیکـن کـان قـندی چـون نقـندد
نویسنده : محمد سعید ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ ای دوست شکر بهتر

ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟    خوبی قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟

ای باغ تویی خوشتر یا گلشن و گل در تو؟    یا آنکه بر آرد گل، صد نرگس تر سازد؟

ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش    یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد؟

بیخود شده ی آنم، سرگشته و حیرانم    گاهیم بسوزد پر، گاهی سر و پر سازد

دریای دل از لطفش پر خسرو و پر شیرین    وز قطره ی اندیشه صد گونه گهر سازد

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ کجایید ای شهیدان خدایی

کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده​تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی​نوایی
درین بحرید کین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
زکف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد زن نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر زمانی
برآی ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل هر ضیایی

دیوان شمس  مولانا

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ تلویزیون آمریکا درباره مولانا مستند می‌سازد

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران

تلویزیون دولتی آمریکا مستندی تلویزیونی درباره‌ی مولانا جلال‌الدین بلخی می‌سازد.

 

به گزارش سرویس تلویزیون ایسنا، کل کیرنز و سینتیا لوکاس از تلویزیون دولتی آمریکا در حال ساخت برنامه‌ای هستند که بر زندگی و جهان بینی مولانا تمرکز می‌کند و قصد دارد از زبان مولانا پژوهان اطلاعات جدیدی را درباره این شاعر بزرگ ایرانی به مخاطبانش ارائه دهد.

 

به نقل از آناتولیا نیوز، کیرنز از سازندگان این فیلم در گفت‌وگویی خاطرنشان کرد: در این فیلم مستند ما هم‌چنین موزه مولانا واقع در قونیه و سایر نقاط مهم این شهر قونیه را به تصویر می‌کشیم. در این فیلم مستند بناهای تاریخی چون اینچه مناره، موزه کاراتای و مسجد اشرف اوغلی واقع در قونیه را به نمایش درآورده‌ایم. تمامی این بناها جایگاهی بالا در هنر معماری دنیا دارند.

 

به گزارش ایسنا، این فیلم مستند تلویزیونی از تلویزیون آمریکا به نمایش درمی‌آید.

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٢
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ روز مولانا

امروز روز بزرگداشت مولانا جلالدین بلخی است .

مولانا محمد جلالدین فرزند بهاءالدین که در بلخ متولد شد و بعد ها به خاطر مسائل امنیتی (حمله مغول ) راهی سفر درازی می شود . مولانا در کودکی دیدار کوتاهی با عطار دارد و بعد ها هنگامی که به لحاظ علمی یکی از دانشمندان زمان خودبه شما میرفت  ، به شمس برخورد میکند ، شمس وی را حیران خود میکند و این چنین مولانا را متحول میکند که شاهکار ادبی چهان به دست وی رقم می خورد .مثنوی معنوی مولانا همواره صیقل دهنده ی روح انسانی است و از اینجاست که به کتاب وی لقب صیقل الارواح داده اند ، و دیوان شمسِ وی حاوی شورانگیزترین غزلیا ت در مضامین عاشقانه و عارفانه میباشد . هم اکنون مقبره ی مولانا در قونیه میباشد و ترک ها بیشترین بهره را از این میراث معنوی(مولوی) میبرند .
به نظر بنده ما هنوز مولانا را به خوبی نشناخته ایم .به امید روزی که عظمت چنین شاعر بزرگی در میان مردم ایران شناسانده شود . چرا که کشورهای بیگانه تلاش های بیشتری در این زمینه داشته اند  . 
این روز را بر همه دوستداران مولانا تبریک میگویم .
 

 

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۸
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ ماه روزه

مبارک باد آمد ماه روزه                                            رهت خوش باد ای همراه روزه

شدم بر بام تا مه را ببینم                                          که بودم من به جان دلخواه روزه

نظر کردم کلاه از سر بیفتاد                                        سرم را مست کرد آن شاه روزه

مسلمانان سرم مست است از آن روز                          زهی اقبال و بخت و جاه روزه

بجز این ماه ماهی هست پنهان                                   نهان چون ترک در خرگاه روزه

بدان مه ره برد آن کس که آید                                       در این مه خوش به خرمنگاه روزه

رخ چون اطلسش گر زرد گردد                                      بپوشد خلعت از دیباه روزه

دعاها اندر این مه مستجاب است                                 فلک ها را بدرد آه روزه

چو یوسف ملک مصر عشق گیرد                                   کسی کو صبر کرد در چاه روزه

سحوری کم زن ای نطق و خمش کن                            ز روزه خود شوند آگاه روزه

بیا ای شمس دین و فخر تبریز                                      تویی سرلشکر اسپاه روزه

 

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢۱
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ دانلود مثنوی و دیوان شمس

دیوان شمس مولوی برای کامپیوتر از این جا دانلود کنید.

مثنوی معنوی برای موبایل با فرمت جاوا  از  این جا  دانلود کنید .

 مثنوی معنوی و برخی از رباعیات مولانابرای موبایل از این جا کلیک کنید .

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱۳
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ اثبات خدا

 یکی پیش مولانا شمس الدین تبریزی گفت که((من به دلیل قاطع ، هستی خدا را ثابت کرده ام .))

بامداد مولانا شمس الدین تبریزی فرمود که ((دوش،ملایکه آمده بودند و آن مرد را دعا میکردند که الحمدلله ،خدای ما را ثابت کرد .خدای عمرش دهاد !در حق عالمیان ، تقصیر نکرد.))

ای مردک ، خدا ثابت است .اثباتِ او را دلیلی نمی باید . اگر کاری میکنی ، خود را به مرتبه و مقامی ،پیشِ او ثابت کن !و اگر نه ،او بی دلیل ثابت است .در این شک نیست .

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٤
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ من از شعر بیزارم

مرا خویی ست که نخواهم که هیچ دلی از من آزرده شود. این که جماعتی خود را در سماع بر من می زنند و بعضی یاران ایشان را منع می کنند، مرا آن خوش نمی آید و صد بار گفته ام برای من کسی را چیزی مگویید - من به آن راضی ام. آخر من تا این حد دلدارم که این یاران که به نزد من می آیند، از بیم آن که ملول نشوند، شعری می گویم تا به آن مشغول شوند. واگرنه من از کجا، شعر از کجا؟ والله که من از شعر بیزارم و پیش من از این بتر چیزی نیست. همچنان که یکی دست در شکمبه ای کرده است و آن را می شوراند، برای اشتهای مهمان. چون اشتهای مهمان به شکمبه است، مرا لازم شد. آخر، آدمی بنگرد که خلق را در فلان شهر چه کالا می باید و چه کالا را خریدارند، آن خرد و آن فروشد - اگرچه دونتر متاع ها باشد... . در ولایت ما و در قوم ما، از شاعری ننگتر کاری نبود. ما اگر در آن ولایت می ماندیم، موافق طبع ایشان می زیستیم و آن می ورزیدیم که ایشان خواستندی - مثل درس گفتن و تصنیف کتب و تذکیر و وعظ گفتن و زهد و عمل ظاهر ورزیدن... .
حالی، تو طالب گفتی - گوش نهاده ای تا چیزی بشنوی و اگر نگوییم، ملول شوی. طالب عمل شو، تا بنماییم.

مقالات مولانا (فیه ما فیه)، مولانا جلال الدین محمد، ویرایش جعفر مدرس صادقی، چاپ پنجم 1383، نشر مرکز

نویسنده : محمد سعید ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٥
    پيام هاي ديگران()   لینک



تك باكس تك باكس